دیدگاهها و برنامه ها

1- نقاط ضعف اصلی نهاد هیات مدیره کانون

 اصلی ترین ضعف نهاد مدیریت کانون، در کلیه ادوار، جناح بندی است که بیشترین وقت و انرژی مدیریت را مصروف خود می سازد. به تصور من وجود تشکل های متعدد در نهاد کانون به عنوان تشکل صنفی، می تواند علت جناح بندی در بدنه مدیریتی باشد در حالی که اعضای هیات مدیره پس از انتخاب باید مصالح کلیه اعضا و نهاد کانون را در نظر بگیرند و منافع گروهی را کنار بگذارند. ضعف دیگر در نهاد مدیریت کانون، اهتمام مدیریت به انجام امورات داخلی و اداری کانون است که این امر مدیریت را از انجام امور کلان و مهم در امر ارتباط با قوای سه گانه و نهاد های مرتبط باز می دارد. نقیصه دیگر، طول دوره مدیریتی است، به طوری که در مدت 2سال، امکان برنامه ریزی کلان و اجرای کامل آن ضعیف است. به خصوص که سه، چهار ماه سال اول صرف انتخاب رئیس می شود و سه،چهار ماه سال دوم صرف انجام مقدمات انتخابات آتی هیات مدیره می گردد. فلذا عمر مفید مدیریت کانون یک سال است. بهر حال این ساختار، ساختار ناکارآمدی است. با این ساختار فقط می توان در هر دوره ای بدون داشتن استراتژی مشخص دچار روزمرگی و عملیات اداری تکراری شد. به همین جهت نوآوری، تحول و ابتکار مدیریتی در اداره کانون کمتر مشاهده شده است. هم چنین در این مدت کوتاه تعامل لازم با نهادهای مرتبط از قوام لازم برخوردار نمی گردد.

ضعف دیگر نهاد هئیت مدیره کانون، بی تفاوتی در مواجهه با مسایل مرتبط با حقوق اجتماعی و سیاسی افراد ملت است. انتظار جامعه این است که کانون به عنوان تنها نهاد رسمی حقوقی کشور در رویارویی با موضوعات اجتماعی و سیاسی دارای ابعاد حقوقی کشور، منفعل و بی تفاوت و خاموش نباشد، در حالی که سایر اقشار با تخصص های غیر حقوقی در مواجهه با مسائل فوق به عنوان صاحب نظر دخالت نموده و به اظهار نظرات حقوقی می پردازند، رویکرد کانون بی تفاوتی و مردم گریزی است.

 

2- استقلال کانون وکلا
استقلال کانون از دیر باز، آرمان وکلای مدافع بوده و هست. اگر سخن از استقلال است در واقع منظور مصونیت در مقام دفاع است. یا به عبارتی دفاع آزادانه و نهراسیدن از ابطال پروانه.
اصرار به استقلال کانون بمنزله نفی نظارت قانونی بر عملکرد آن نیست. بطوری که قوه قضائیه در حال حاضر در امور اساسی کانون از طریق بررسی صلاحیت داوطلبان عضویت در هیئت مدیره، نظارت بر عملکرد هیئت مدیره و رفتار حرفه ای و اخلاقی وکلا نظارت قانونی دارد. کسی هم با نظارت مشکلی ندارد.
امروز که کانون دارای استقلال است، وکلای مدافع در بسیاری موارد از سوی محاکم مورد تهدید، تعقیب و بدرفتاری قرار می می گیرند، چه برسد به روزی که وکلا به زیر مجموعه نظام قضایی در آیند. لذا بقای دفاع صحیح و اصولی از حقوق موکلین، با استقلال کانون از نه
اد های حکومتی و دولتی امکان پذیر خواهد بود. ضمن این که دفاع مستقل از نظام قضایی، فرآیند دادرسی عادلانه و جزء حقوق اساسی ملت است.

 

3- نقش هیات مدیره در ارتباط با لایحه جامع وکالت
اصولا ً مواضع کانون وکلای دادگستری در موارد صنفی و حتی اجتماعی و بالاخص در رابطه با سرنوشت کانون نباید منغعلانه باشد. مجموع وکلا و نهاد هیئت مدیره در قضیه لایحه جامع وکالت باید حساس باشند و از تمام پتانسیل های موجود و ساز و کارهای قانونی و مشروع برای حفظ کانون و استقلال آن استفاده نمایند.
یکی از این ساز و کارها، مذاکره و چانه زنی و حتی رسانه ای کردن موضوع است. بی شک سکون و سکوت کانون و اعضا، نه تنها حیات و استقلال کانون را به دنبال نخواهد داشت، بلکه مطلوب ترین شرایط سیاسی و اجتماعی متصور، برای تصویب این لایحه خواهد بود.

 

4- تعامل با سایر نهادها
مدیریت هوشمند و راهبرد مدبرانه از طریق تعامل قدرتمند و از موضع برابر با نهادهای کشور، منجر به تثبیت جایگاه کانون می گردد و کسب وزن و جایگاه مناسب در حوزه های سیاسی به عنوان نهاد فعال رسمی حقوقی کشور، پشتوانه موفقیت کانون خواهد بود.

شهناز سجادی