برخورد متفاوت دو مقام رسمی آمریکا و ایران با دو حادثه مشابه

این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)

دو حادثه تاسف بار آتش سوزی مدرسه ابتدایی انقلاب اسلامی مدرسه شین آوی شهرستان پیرانشهر و بعد از چند روز حادثه دلخراش مدرسه ساندی هوک شهر نیو تاون ایالت کانتیکت آمریکا از این نظر که برای کودکان معصوم اتفاق افتاد و باعث تاثر هر انسانی گردید و از نظر زمانی هم نزدیک به هم بود، در سراسر جهان نظر ها را به خود جلب نمود و باعث تاثر و تاسف شد، به همین دلیل تعقیب تقریباً هم زمانی موضوعات مربوط به آن، انسان را بی اختیار متوجه وجوه تشابه و تفاوت این دو حادثه می نماید. از نظر تشابه اینکه هر دو موضوع به لحاظ تکراری بودن حوادثی از این نوع قابل پیشگیری و یا حداقل با کمترین قربانی بود.

اصولاً تامین امنیت جان کودکان در مراکز آموزشی باید مقدم بر امر آموزش باشد. تائید رعایت استانداردهای ایمنی و سلامتی مکان و شرایط محیط های آموزشی به خصوص در روستاها و شهرهای دور از دسترس به امکانات امداد، باید مقدمه راه اندازی کلاسهای درس مدرسه باشد.
البته این امر در ایران دارای اولویت آخر است. اگر این طور نبود، شاهد تکرار این حوادث در گذشته در روستاهای سفیلان، درودزنان، المنان، نصرت آباد و شهرستان خوی و اینک در شین آوی و نیز در حوادث تکراری تصادفات خیابانی و جاده ای برای کودکان معصوم این مرز و بوم به کرات نمی شدیم. استفاده از بخاری های نفتی چکه ای و غیر چکه ای خطر آفرین، آن هم در محیط کلاسی با تعدادی کودک پر جنب و جوش، دقیقا مصداق بی مبالاتی و بی احتیاطی و عدم رعایت موارد ایمن سازی محیط آموزشی و در حکم قتل و جرح شبه عمد موضوع ماده 295 قانون مجازات اسلامی می باشد. بی شک بار مالی دیه این کودکان و هزینه معالجه آنان برای دولت و هزینه روانی آن برای آسیب دیدگان و اجتماع و کشور بیش از هزینه تجهیز مدرسه محل حادثه می باشد. راستی  جان این کودکان معصوم ارزش هزینه کردن برای حفظ آن را نداشت؟ چرا اندکی از درآمد نفت برای ایمن سازی مدارس بخصوص روستائی و دوردست اولویت استفاده را ندارد.
حادثه مدرسه ساندی هوک نیز به لحاظ وجود سابقه قابل پیشگیری بود، زیرا قبلاً در مراکز آموزشی و فرهنگی از جمله دانشگاه ویرجینیا تک، معبد سیکهای هندو و سینما و... و... شبیه به قتل کودکان در مدرسه ساندی هوک به وقوع پیوسته بود. در کشوری که براساس یک سنت دیرینه و قانون اساسی، حمل و استفاده از اسلحه مجاز می باشد، بی شک امنیت آن جامعه همواره در معرض تهدید و خطر می باشد و به همان میزان که براساس برتری حقوق و آزادی های فردی، اسلحه در اختیار مردم است، امنیت اجتماع و عموم مردم به خصوص در محیط های فرهنگی و آموزشی باید بیشتر از کشورهای دیگر تامین شود. بنابراین کودکان مدرسه ساندی هوک نیز قربانی بی مبالاتی و بی احتیاطی مسئولان مربوطه  کشور خود شدند.
اما وجه تمایز و تفاوت این دو حادثه جالب تر است و آن واکنش و برخورد دو مقام مسئول نسبت به حادثه کشور متبوع خود است. وزیر محترم در واکنش نسبت به موضوع به جای حضور در محل حادثه و دلجوئی از خانوادهای آنان و یا ابراز تاسف با شرمندگی در مقابل خانوادهای کودکان آسیب دیده، برای بقای ماندگاری خود در مقام عظمای وزارت برای چند ماه آینده با اصرار فراوان و با لبخند، خیال همه را از جهت استعفا راحت نمود. (بر عکس عرف بین المللی که در مواقعی این چنین مقام مربوطه برای تسکین و التیام احساسات عمومی و برای ابراز همدردی استعفا می کند.)
برخورد وزیر محترم نه تنها بیانگر آن است که "امانت دار امینی" برای سپردن کودکان این مرز و بوم به وزارت ایشان نمی باشد، بلکه برخورد ایشان نمکی بود بر زخم سوخته کودکان و دل سوخته والدین آنها.
به فاصله چند روز بعد، در جریان حادثه دانش آموزان مدرسه ساندی هوک، برخورد رئیس جمهور آمریکا را در موقع ابراز همدردی با فاجعه دانش آموزان شاهد بودیم. ایشان همراه با تاثر و اشک و با متنی تسلی بخش به بازماندگان تسلیت گفته و بدون هرگونه مصلحت اندیشی به آسیب شناسی حادثه پرداخته و پدیده شوم مجاز بودن حمل همگانی اسلحه را که در آن کشور به صورت یک تابو در آمده، به عنوان علت حادثه مورد اشاره قرار داده و نیروهای سیاسی را دعوت به اقداماتی در جهت جلوگیری از تکرار حوادثی از این قبیل می نماید.
آن لبخند و اصرار برای ماندن به جای تسلی دادن بدون اشاره کوچکی به سهل انگاری واشکال کار و این اشک و تاثر برای تسلی دادن بازماندگان و پذیرش علت واشکال حادثه.
برخورد و واکنشی دو گانه ناشی از دو فرهنگ متفاوت  است...."فرهنگ مسئولیت پذیری" فرهنگی که ما هم به آن اعتقاد داریم و حتی باور دینی مان است، با این تفاوت که ما به آن اعتقاد داریم اما آنجا به آن عمل می شود. و این مرا به یاد گفته مشهور سید جمال الدین اسد آبادی می اندازد که در بازگشت از فرنگ از ایشان می پرسند که در غرب چه دیده است؟ و او می گوید در غرب اسلام را دیدم و در اینجا ( آسیا ) مسلمانی را !
یادمان باشد زندگی همه انسانها بسیار ارزشمند است، ابراز کلامی و احساسی نسبت به ارزش آدمها و عشق ورزیدن به آنها و نیز دلسوزی در موقع سوختن آنها و پر پر شدنشان، مقدمه و نشانه مسئولیت پذیری و عمل به وظایف خویش است.

شهناز سجادی - وکیل پایه یک دادگستری