مصاحبه و آشنايي با كانديداهاي بيست و نهمين دوره انتخابات هيات مديره كانون وكلاي مركز

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

با هفتمين جلسه از مصاحبه و آشنايي با كانديداهاي بيست و نهمين دوره انتخابات هيات مديره كانون وكلاي مركز، در خدمت هستيم؛

همكاران گرامي ميتوانند حين مصاحبه، سوالات احتمالي خود را براي بنده ارسال تا در صورت امكان، از كانديداي محترم پرسيده شود.

بانو وکیل شهناز سجادی،

سلام

شب شما بخیر

ممنون که دعوت ما را برای مصاحبه پذیرفتید...

به نام و یاد خدا که وکیل همه ماست بنده شهناز سجادی عرض سلام و شب خیر دارم خدمت همکاران عزیز و جناب آقای بختیاری وجناب آقای اکبری و خانم بهنامی عزیز و همینطور همکارانی که امشب ما می خواهیم مزاحمشان باشیم و همینطور سپاسگذارم که این وقت و فرصت را برای من فراهم آوردید که به عنوان داوطلب عضویت در هیات مدیره دوره 29 ام در خدمتتون باشم و نقطه نظراتم را به سمع همکاران برسانم.

رزوومه حضرتعالی انقدر پربار بود که از حضرتعالی خواهش کردیم قبل از شروع مصاحبه برای استفاده همکاران ارسال بفرمایید.

ممنونم من برای اینکه وقت دوستان را نگیرم قبل از شروع مصاحبه برایتان ارسال کردم به هر حال ممنون هستم از شما و تشکر میکنم از شما که این فرصت را دادید که من رزومه ام را در اختیار همکاران بگذارم.

شما خودتان را بانوی وکیل می دانید، و یا فعال حقوقی بانوان؟

منافاتی ندارد که یک فعال حقوقی بانوان یا فعال اجتماعی یا حتی فغال سیاسی وکیل دادگستری هم باشد اتفاقا ارتباط هم دارد تا شما وکیل نباشی و درد جامعه را ندانی و درد زنان این جامعه را لمس نکرده باشی نمیتوانی یک فعال حقوقی بانوان یا فعال حقوقی و اجتماعی باشید بنابراین من خودم را در مقام هر دوی اینها که فرمودید می دانم.

بنده در این مدت عکس هایی از حضرتعالی درهمایش ها و مراسم مختلف دریافت کردم، کمی در خصوص آنها توضیح میفرمایید؟

عرض کنم خدمتتون که اگر منظورتون این عکس هست این عکسی در تابستان امسال در دفتر سرکار خنم امین زاده معاون حقوقی رئیس جمهور گرفته شده  البته تعداد خانم ها خیلی بیش از اینها بود در واقاع این جلسه هم اندیشی  معاون حقوقی رئیس جمهور با وکلای زن بوده در خصوص مسائل صنفی و حقوقی وکلا که اونجا حضور داشیم به هر حال مسائل مختلف مطرح شد خروجی این جلسه هم اندیشی با وکلای زن منجر به مسائل و مواردی شد که تا آنجایی که من شنیدم در برنامه ششم حاظ شده بحث در آن جلسه که البته آقایان هم جناب آقای کشاورز جناب آقای نجفی توانا هم حضور داشتند وبقیه حاضرین خانم ها بودند.

در آنجا بحث هایی که مطرح شد بحث اشتغال وکلا بحث موسسات  حقوقی غیر مجاز بود بحث در واقع اجباری کردن وکلا ضرورتش مطرح شد و مسائل مختلفی بود که لحاظ شد و به نظر من خوب بود که این جلسه در واقع این جلسات را کانون پیگیری میکرد و تکرار می شد به هر حال یک نوع تعامل مثبتی بود با قوه ی مجریه.

عکس دوم که با جناب آقای خاتمی گرفته شده این در واقع بنده هستم با دوتن ازاعضای کارگروه حقوق  بنیادامید ایرانیان که  در ضیافت افطاریه امسال ضیافت افطاریه جناب آقای دکتر عارف بود که جناب اقای خاتمی هم اونجا بود و چون برای ما خیلی عزیز بود با ایشون عکس به یاگار گرفتیم.

عکس سوم همایشی بود که جناب آقای حسینی همکار محترم از طرف تشکل اوج برگزار کرده بود در خصوص نقش حقوق دانان در  مجالس قانون گذاری که بنده هم در این پنل حضور داشتم و به نقش  زنان و ضرورت حضور زنان در مجلس قانون گذاری صحبت هایی را آنجا به مدت ده الی پانزده دقیقه ای را مطرح کردم.

بانو سجادی
از اين فرصت استفاده ميكنم و مايلم درخصوص لايحه جامع وكالت از حضرتعالي سوال كنم؛ حضرتعالي سوابقي چون عضويت در كارگروه بازنگري قانون مدني (زنان و خانواده) در مجلس ششم و عضويت در معاونت رياست جمهوري در امور زنان و خانواده و بسياري كارگروه هاي ديگر را داريد؛

ايا ما ميتوانيم اميدوار باشيم در صورت ورود حضرتعالي به هيات مديره بعدي، گام هاي موثر و خوبي براي رايزني درخصوص لايحه جامع وكالت برداشته شود؟

در خصوص لایحه جامعه وکالت عرض کنم که خوب من خیلی در جریان کارشناسی آن نبودم به هر حال همکارای عزیز ما که دارای سوابق بالاتری بودن از طرف کانون خوب نمایندگی داشتند که در این کمیته  یا کارگروه هایی که به لایحه پرداخته بودند حاضر باشند و نقطه نظرات جامعه وکلا و کانون را اعلام بفرمایند.ولی به هر صورت من هم مثل سایر همکاران وکیل در جریان لایحه بودم از ابتدا دقدقه اش را داشتم به بهش توجه کردم خوب می شود گفت که تا حدودی آن فشارها در لایحه ی فعلی که در مجلس هست برداشت شده .در هر صورت امیدوار هستیم که این موضوع در مجلس آتی با نماینده هایی خوش فکر و دارای دقدقه ی حقوق ملت به این موضوع بپردازند چون من معتقدم که لایحه جامع وکالت نه تنها با وکلا در واقع با صنف وکلا مرتبط است بلکه با حقوق قضایی ملت هم مرتبط است به لحاظ استقلال در دفاع برای وکلا .

بنابراین امیدوار هستیم که نه تنها بنده بلکه همکاران زی که وارد هیات مدیره می شوند اولین دقدقه شان را به رای زنی و لابی گری در خصوص لایحه جامعه وکلا برداشته بشود چون به هر صورت سرنوشت وکلا و سرنوشت کانون را این لایحه تعیین خواهد کرد.

ان شاالله...

به تبع معتقدم هر کدام از همکاران وکیل در بیرون از کنون هر ارتباطی که دارن با قوای سه گانه از این ظرفیت خودشان در بهبودی و بهینه سازی وضعیت کانون استفاده خواند کرد من هم به تبع این تعهد را در خودم احساس می کنم.

بانو سجادی

همانگونه كه مستحضريد تعداد قابل توجهي از همكاران ما توسط دادگاه عالي انتظامي قضات به نوعي رد صلاحيت شده اند.
تعدادي از اين بزرگواران از اعضاي فعلي هيات مديره هستند!
نظر حضرتعالي درخصوص اين عدم احراز صلاحيت ها چيست؟
و چه راهكاري اساسي اي وجود دارد تا در آينده شاهد چنين برخوردهايي با كانون وكلا نباشيم؟

روز گذشته چهارشنبه واقعا روز تلخی بود برای وکلای کانون مرکز برای رد صلاحیت همکاران ما که انتظارش نمیرفت ولی به هر حال تعداد زیادی را دادگاه عالی انتظامی قضات رد صلاحیت کرد که هم از نظر همکارانشان این عزیزان دارای صلاحیت کامل هستند و من به همین لحاظ که دیروز تحت تاثیر قرار گرفته بودم در واقه یک متنی را نوشتم و در بعضی از گروه ها گذاشتم فکر میکنم در گروه همگام  تا انتخابات کانون هم گذاشتم.

من استدلال کردم که اگر البته در رابطه با اعضای چند تن از اعضای فعلی هیات مدیره که رد صلاحی شد من  استدلال کردم که اگر این عزیزان  صلاحیت ندارند پس چرا هنوز در  هیئت مدیره به عنوان عضو هیات مدیره فعال هستند و حضور داردند و  یک تناقض بزرگی است که نمی تواند  قابل قبول باشد برای جامعه ی حقوقدان.

و همینطور عرض کردم که از نظر ما وکلا کسی صلاحیت ندارد که محکومیت انتظامی داشته باشد و آن شرایط قانونی که در لایحه و در آیین نامه هست آن را از دست داده باشد.

بنابراین من هم مانند سایر همکارانم واقعا متاسف هستم و امیدوارم با رای زنی هایی که انجام بشود از طریق بزرگان ارسه وکالت و همینطور هیات مدیره بلکه این عزیزان برگردند به ارسه ی رقابت انتخاباتی .

ولی در مجموع برای اینکه این مسایل اتفاق نیتد در آینده باید به نظر من یک رای زنی در واقع عمومی تری با دادگاه عالی انتظامی قضات صورت بگیر یعنی اینطور نباشد که خود این افراد بروند و اعلام اعتراض بکنند.

همایت جمعی مثل تهیه طومار یا یک نامه رسمی از سوی کانون نوشته بشود و در واقع اعتراض را به گوش دادگاه عالی برساند.

معتقدم که صلاحیت اشخاص را در وافع خود وکلا میتوانند تشخیص دهند می توانند احراز کنند مگر اینکه واقعا مسائلی پرونده هایی در بیرون داشته باشند درارسه قضایی که ما وکلا بیب خبر باشیم در غیراین صورت از لحاظ انتظامی به هر صورت از دادگاه انتظامی از دادسرای انتظامی استعلام گرفته می شود و به هر حال وکلا می داند که این اشخاص دارای چنین پیگرد های انتظامی نبوده اند.

سلام/ ديرى است  در سپهر سياسى كشور،  مجالس شورا  و خبرگان رهبرى  و  عرصه مديريتى سازمانهاى مدنى از جمله كانون وكلا بحث صلاحيت  با واژه هاى  رد، احراز و  به تازگى عدم احراز،  حقوق سياسى و اجتماعى  شهر وندان را  نه تنها به چالش كشيده , بلكه تناقض هايى در عملكرد و نتايج اعلام شده  ايجاد نموده است . از جمله اينكه فرد كانديدايى كه  در مجلس و يا در عرصه مديريتى  در حال فعاليت است, چگونه به يك باره  بدون مقدمه انتظامى و يا قضايى صلاحيتشان براى دوره آينده  رد  و اعلام مى گردد؟! همچنين اين پرسش متبادر به ذهن مى گردد كه اگر اين  اعضاى فعلى هيات مديره صلاحيت خود را از دست داده اند پس چرا هنوز  به مديريت خود در كانون ادامه  مى دهند چرا وزير دادگسترى به وظيفه مقرر خود در ماده ٢١ لايحه قانونى استقلال وكلاى دادگسترى مبنى بر تعقيب انتظامى اعضاى هيات مديره  در دادستانى ديوان عالى كشور عمل ننموده است؟!   از رياست دادگاه عالى انتظامى قضات بايد پرسيد اگر اين وكلاى عضو هيات مديره  فعلى صلاحيت ندارند چرا در ميان دوره  و از  زمان از دست دادن صلاحيت  تحت تقيب انتظامى قرار نگرفته  و بركنار  نشدند!؟ ،  لذا عدم تعقيب  انتظامى آنان در طول دوره تا كنون،  به معناى برائت  از  تخلف صنفى، حرفه اى و اخلاقى و دليل  دارا بودن صلاحيت مى باشد. زيرا  جامعه وكلا به عنوان حقوقدان  منطقا و قانونا اين تضاد و تناقض را  به عنوان يك بام و دو هوا نمى توانند بپذيرند .
در تكميل عرايضم همچنين، رد صلاحيت ديگر همكاران كانديدا  بدون هيچكونه محكوميت انتظامى و قضايى  و با توجه به جايگاه قابل احترام اين عزيزان  در ميان همكاران ، قابل قبول نيست و از سوى بزرگان جامعه وكلا انتظار پيگيرى است.  

بله دقیقا همین متن بو و نقطه نظر من همین هست و به هر حال من معتقدم که وکلا باید سکوتشان را خیلی قانون مند و قانونمدارانه بشکنن و اعتراض خودشان را اعتراض قانونی اشان را و با آرامش و طمانینه به گوش دادگاه عالی انتظام قضات برسانند.

سپاسگذارم...

اگر اجازه دهید وارد موضوع ابتخابات بیستو نهم شویم.

من هم متشکرم از شما ... بله بفرمایید در خدمتتون هستم.

مشخصات اهداف حضرتعالی پس از راهیابی به هیات مدیره آتی چه خواهد بود؟

اهداف را شاید بهتر است که بگوییم دیدگاه ها  درهر حال می دانید که در هیات مدیره کار جمعی است و به قول مشهور کار براساس خرد جمعی استوار است ولی اگر نامزد ها دیدگاه های خودشان را نسبت به تشکیلات کانون و مشکلات کانون بگویند در واقع این مسائل برنامه و اهداف هم از این خارج می شود در واقع میشود خروجیه این قضیه سوال شما.

بنده معتقدم که کانون برنامه ندارد اصلا بحث من هیئت مدیره این دوره یا دوره های قبل نیست به طور کلی عرض می کنم فاقد چشم انداز دو ساله است یعنی درواقع کانون وقتی هیات مدیره اش انتخاب می شود به لحاظ طول مدت دو سال که مدت کمی است به نظر من بیشتر دچار روزمرگیه اداری می شود و ناگزیر هم است البته.

معتقدم که کمیسیون برنامه باید حتما یک چشم انداز دو ساله به عنوان برنامه هیات مدیره تدوین بکند و هیات مدیره ملزم بشود به اجرای این چشم انداز و برای روزمرگی های اداری در واقع کمک گرفته بشود از وکلای دیگر و هیات مدیره به کارهای کلان تری بپردازد.

تشکیل جلسات مشترک هیات مدیره با مقامات قوه قضاییه از قبیل رئسای مجتمعها دادگستری استان اداره کل دادگاه ها اینها یک جلسات مشترکی داشته باشد و درواقع مشکلات فی مابین بررسی شود و راهکاهای مناسب درواقع پیدا بشود راهکار ارائه شود این باعث حسن روابط بین قوای قضایی و جامعه ی وکلا خواه بود.

این دوره به نظر من می شود گفت دوره تعامل هیات مدیره با نهاد های حکومتی بود کهشاید در هیچ ادواری نبوده یا کمتر تفاق افتاده و باید به فال نیک گرفته شود البته متاثر از تغییر فضای سیاسی کشور هم بوده و این تعامل باید استمرار و ادامه پیدا کند و کم کم تبدیل شود به مطالبه گری جامعه وکلا ، در تغییر و اصلاح قوانین و آیین نامه ها و به روز شدن آنها مثل تغییر آیین نامه تعرفه حق الوکاله وکلا که ب روز نیست در زمان تصویب هم به روز نبوده و همینطور ناط مورد نظر جامعه وکلا ، خواسته هایشان مشکلاتشان اینها را باید هیات مدیره کانون در مقام مطالبه گری جامعه وکلا کم کم منتقل بکند به نهاد های سیاسی و حکومتی.

دانشگاه علمی کاربردی کانون وکلا را باید در اختیار جامعه وکلا قرار دهیم چون تا آنجایی که من به یاد ارم مسئولین کانون و اسکودا در مصاحباتشان همیشه گفتند که خروجی دانشکده های حقوق و فارغ التحصیلات رشته حقوق اشباع شده ونمی شود به این همه فاق التحصیل پروانه وکالت داد اما از طرفی هم خود کانون وکلا در دانشگاه علمی کاربردی مبادرت به گرفتن دانشجو و دادن مدرک کارشناسی دارد در حالی که همین دانشگاه را ما می توانیم در اختیار وکلای دادگستری جهت ارتقای سطح علمیشان و تخصصیشان قرار دهیم و یک دوره تکمیلیه تحصیلات  عالیه و تخصصی داشته باشیم.

کمیسیون حمایت را باید تقویت بشود و باید در واقع دایره و حدود حمیت مادیه و معنویه این کمیسیون را بیشتر بشود که بشود مشکلات  دیگر وکلا را هم به این کمیسیون انتقال داد و این کمیسیون بتواند مشکلات وکلا را شناسایی کند و به کمیسیون های زیربط ارجا دهد.

کمیسیون رفاه را باید تقویت بکنیم و ببریم به سمت که بتوانند از لحاظ دفتر و اشتغال بتوانند کمک بکنند به وکلای جوان تر.

تشکل های صنفی وکلا را باید ترقیب بکنیم و ببریم به سمت اینکه فعالیت هایشان را برای رفع مشکلات خود جامعه وکلا هم باشد مثل ایجاد صندوق های تعاونی جهت دایر کردن دفاتر گروهی و همایت از اعضای خودشان،همایت های مادی.

ایجاد سرمایه گذاری کانون در احداث مجتمع های حقوقی با هدف واگذاری واحدها به وکلا به صورت اجاره به شرط تملیک با سود مناسب که هم برای کانون ی سود آوری باشد و هم مشکل نداشتن دفتر وکلای جوان را رفع بکند .

حضور فعال در انجمن بین المللی کانون های وکلای جهان و همینطور ایجاد ارتباط با کانون های وکلای سایر کشور ها ضمن تبادل نظر و اطلاعات حقوقی جهت خروج کانون وکلای ایران از انزوای بین المللی.

ارائه گزارش عملکرد هیات مدیره به طور سالانه به هیات عمومی وکلا یعنی به اعضای کانونمرکز که البته خوشبختانه برای اولین بار این امر در این دوره اتفاق افتاد در پایان یک سال این گزارش به جامعه وکلا از سوی هیات مدیره فعلی داده شد.

جناب بختیاری این در واقع دیدگاه های من بود خدمتتون عرض کردم ببخشید طولانی هم شد.

من فراموش کردم خدمتتون عرض بکنم تشکیل کمیسیون بانوان هم از دیدگاه های من هست که این را هم اضافه می کنم به مواردی که فوقا عرض کرم.

خوااهش می کنم و سپاسگزارم از شما...

ممنونم در خدمتتون هستم...

در خلال اهداف و دیدگاه های ارسالی، چند بار به نقاط مثبت هیات مدیره کنونی اشاره کردید.

در یک ارزیابی کلی عملکرد هیات مدیره را در این دوره چگونه ازیابی میکنید؟

شاید که توجه من در این دوره به هیات مدیره بیشتر جلب شده بود من در واقع زحمات هیات مدیره سایر ادوار گذشته را هم در واقع مورد توجه قرار می دهم و قدر دان زحمت همکاران ادوار گذشته هم هستم اگر امروز کانون هنوز با این همه حجم سرپا ایستاده به لحاظ زحمات پیشینیان بوده نباید فراموش کرد هرچند ممکن است که ضعف ها و ...همان می شود گفت ضعف ها والا هیچکس هیچ کدام از اعضای سابق اگر کاستی هم بوده عمدی نبوده چه بسا عواملی موثر بوده در ضعف ها ولی به هر صورت ادوار گذشته هم زحماتی کشیده اند و توانستند کانون را امروز می شود گفت سرافراز و به هرحال به لحاظ علی رقم این همه مشکلات و این همه تنگ نظری ها و اعمال محدودیت ها بتواند سر پانگه دارد  ولی به هر صورت این دوره من معتقدم که هیات مدیره کارش خوب بوده تا ر حد توانش از انزوا خارج شد وابن خیلی مهم بود که توانست درواقع مقامات اجرایی را به درون کانون دعوت کند تعامل ایجاد بکند و حد اقل کانون را بشناساند و مطرح بکند در بین قوای حکومتی قوای سه گانه و در برخی موارد...

حتی در برخی موارد منجر شده این تعامل به قرار دادهها تحت عنوان تواهم نامه از جمله با دو معاونت ریاست جمهوری سازمان محیط زیست و همینطور معاونت رئیس جمهور در امور زنان و بانوان و دیگر ارگان های رسمی کشورو این تعامل می تواند آغاز مطالبه گری کانون باشد کم کم،وقتی کنون خودش را از انزوا خارج بکند و مطرح شود در بین قوای سیاسی کشور کم کم می تواند مطالبات خودش را بدون واهمه بر زبان بیاورد و خواسته های وکلا را اعضای خودش را مطرح کند. بنابراین در مجموع به لحاظ نگاه و رویگردی که قوای  قضایی و سیاسی و اجرایی نسبت به کانون داشتند با در نظر گرفتن این رویکرد من عملکرد هیات مدیره را در این دوره خوب ارزیابی میکنم

 عذرخواهی میکنم از وقفه ای که افتاد ظاهرا من روشن نکرده بودم.. عرض کنم خدمتتون که این را در ادامه عرایضم می گفتم که ولی رضایت از هیات مدیره را من که عرض کردم مطلق نیست امااین در واقع رضایت را با توجه به رویکردی که وجود دارد درواقع بیان می کردم و نمی شود بیش از این هم ما توقعاتمان را بگوییم که هیات مدیره باید به جا بیاورد به لحاظ اینکه یکسری محدودیت های قانونی وجود دارد و رویکرد در واقع محدود و تهدید کننده ای هم از بیرون علیه کانون وجود دارد.

سپاسگزارم...

و البته دلیل تاخیر در ارسال سوال اینست که همکاران فرصت شنیدن فرمایشات حضرتعالی را اشته باشند و سپس به موضوعات بعدی ورود نماییم.

بله همینطوره... متشکرم در خدمتتون هستم ..منتظر میمانم.

سرکار خانم سجادی


در دوره اخير انتخابات تنها يك بانو وارد هيات مديره كانون وكلا شدند؛
(خانم دكتر ميترا ضرابي)
سوال بنده اينست كه آيا براي هيات مديره كانوني كه تقريبا نيمي از اعضاي آن را بانوان وكيل تشكيل ميدهند، عضويت تنها يك بانو شايسته و كافي است؟ دليل در اقليت بودن بانوان چيست؟

شما موضوعی را مطرح کردید که بنده هم روی آن حساسیت خاصی دارم در واقع اینطوری بگوییم که در این دوره در دوره بیست وهشتم ما در بین دوازده عضو اصلی هیچ زنی را به عنوان عضو هیات مدیره نمی بینیم و اگر در واقع خانم دکتر هم به عنوان عضو الی البدل البته برای ما باز همین باعث خرسندی بود که به هر حال یک خانمی توانست وارد این عرسه بشود.اما من خودم به شخصه انتظارم این است که با توجه به حضور نیمی از زنان در کانون وکلا باید در بهترین حالت نیمی از اعضای دوازده نفر اصلی از خانم ها باشند.

شاید یک آرمان باشد ولی به هر حال معقدم که روزی محقق می شود این قضیه.

اما چرا واقعا این سوالی است که پرسیده میشود که چرا زنان علی رقم اینکه از لحاظ کمی برابری میکنند با مردان وکیل و از لحاظ کیفی هم پایین نیستند که گاهی هم حتی بالاترین نمره ها را دارند و مانطور که 60% علمی دانشگاه ها را زنان تشکیل می دهند در در واقع کانون هم به همین وضعیت است و از لحاظ علمی سطح زنان بسیار بالاست.

دیده شده در بهترن حالتی که در طول ادوار داشتیم در کانون وکلا تعداد زنان در هیات مدیره 8% بوده در بهترین حالت در واقع، بنابراین باید ببنیم که چرا این اتفاق در کانون به عنوان یک جامه مدنی که اعضایش را روشنفکران و فرهیختگان تتشکیل میدهند این اتفاق به این صورت رخ داده.

همانطور که فضا و فرهنگ حاکم بر کانون متاثر از اوضاع فرهنگی،سیاسی،اجتماعی و قضایی کشور است به نظر من جایگاه زنان وکیل هم در کانون متاثر از وضعیت حقوقی،سیاسی،اجتماعی و فرهنگیه آحاد زنان کشور هست.

اگر امروز قریب به نیمی از وکلای کانون را زنان تشکیل می دهند به لحاظ تاثیر تساحب بیش از 60%از پذیرش دانشگاه ها توصت زنان است هینطور اگر مشارکت زنان در سطح کلان اداره کانون در حداقل ممکن و یا در دوره هایی عدم حضور مثل این دوره داریم میبینیم این در واقع متاثر از نرخ ناظم مشارکت زنان در عرسه های تصمیم گیری کلان کشور

یعنی می خواهم بگویم این اتفاق در دو دهه قبل و بعد از انقلاب اسلامی هم در جامعه وجود داشت یعنی ما میبینیم که علی رقم اینکه روند ورود بی سابقه دختران به دانشگاه و وضعیت فرهنگی زنان که یک تحول شگرفی را داشته اما در عرسه مدیریتی بسیار کمرنگ و نتیجه آن مشارکت زنان در اقتصاد مثلا 15 و 16% است و نرخ بیکاریه زنان میبینیم دو برابر مردان است در جامعه حضور کمرنگ آنها را در عرسه های کلان تصمیم سازی ملاحظه میکنیم در عرسه قضاوت به معنای اخص میبینیم که حضور ندارند صرفا در مقام مشاور یا قاضی تحقیق هستند.

بتابراین این وضعیت زنان در جامعه را که در واقع جامعه شناسان به عنوان تضاد هویتی که یک دوگانگی وجود دارد علی رقم رشد علمی زنان اما در عرسه اجتماعی در سطح خیلی پایینی هستند که جامعه شناسان آن را تضاد هویتی معرفی میکنند و میگوین زنان در این عصر دچار بحران هویتی در کشاگش دو قطب سنت و مدرنیته هستند.

که در سال 81 در دانشگاه تتهران یک مرکز تحقیقات و مطالعات زنان دانشگاه تهران این واژه را دو گانگی منزلت به کاربرده

بنابراین من کوتاه میکنم بحثم را چون یک بحث خیلی عمیق و طولانی هست ولی میخوااهم بگویم که این چالش ها و دو گانگی ها در سیاست گذاری های مربوط به حوزه زنان سه دهه است که دارد در اجتماع اتفاق می افتد

و هر با که دولتی بر مستر کار می آید باید توجه به رویکردش و نگاهش به حوزه زنان میبینیم که قانون هم بالا پایین میشود و در واقع گاهی به نفع زنان گاهی علیه زنان با توجه به رویکرد دولت میبینیم که مثلا در برنامه سوم و چهارم توسعه به توانمند سازی زنان و حمایتاز حقوقزنان و برقراری عدالت جنسیتی در ابعاد حقوقی،اجتماعی، اقتصادی اشاره میشود.

در 8 سال گذشته در دولت قبلی میبینیم که مقررات دیگری وضع میشود... دور کاریه زنان ،ساعات اشتغال زنان،وضع سهمیه بندی دختذان دانشگاهی به نفع پسران در این دوره کوشش میشود که زنان را از عرسه اجتماعی علمی به طرف خانه ها...

همین وضعیت میخواهم بگویم که در اثبات دلسردی و صلب اعتماد به نفس و عدممطالبه گری زنان در کانون میخوام بگویم که عینا متاثر از جامعه است در سال 84 در انتخابات سال 84 یک تحقیقی انجام شده بود که خوبه که من اشاره ای بکنم به این قضیه.

در این تحقیق که در 18 خرداد اتفاق افتاد در انتخابات یک پرسشنامه در اختیار 50 وکیل زن قرار دادند محور پرسش ها این بود که چرا دلیل نامزد شدن خود اینها در عرسه انتخابا چیست که پاسخ ها در 5 عامل دسته بندی شده بود.

یک سری گفتند که ما سابقه نداشتیم یک عده گفتند ما تمایل پذیرش مسئولیت نداریم برخی گفتند مشکلات خانواگی داریم و برخی هم مشغله حرفه ای را و نداشتن توانایی را متناسب با مسئولیت بیان کردند.

در حالی که 63% همین پاسخ دهنده ها مجرد بودند و فرصت برای پذیرش مسئولیت داشتند.همینطور 88%این گروه معتقد بودند که زنان توانایی ریاست کانون را داردند فقط 12% ببخشید 88% گفتن که زنان توانایی ریاست دارند 12% گفتند که زنان توانایی تصدی ریاست کانون را ندارند.

و یک عده هم پاسخ دادند که دراقع تعداد زنان کمتر است در کانون تعداد مردان بیشتر است و به اینخاطر مردان در کانون بیشتر در واقع می آیند و کادید میشوند و بعضی ها هم به این قضیه در واقع مدیریت داخلی خانواده توسط زنان اشاره کردند و گفتند علت عدم تمایل زنان در مشارکت در تصمیم گیری های کلان بحث مدیریت خانواده است.

اما خوشبختانه رویکرد بانوان وکیل در این دوره به نظر من خوب بوده یک تحولی ایجاد شده که این تحول هم یعنی تحولیکه امده اند و خانم های بیشتری ثبت نام کرده اند نسبت به دوره های قبل و این تحول باز میبینیم که متاثر از جامعه سیاسی و اجتماعی کشور است چون عرسه در واقع انتخابات مجلس شورای اسلامی هم دیدید که استقبال زنان در ثبت نام برای نامزدی انتخابات مجلس شورای اسلامی خیلی بیشتر بوده و بی سابقه بوده در تاریخ قانون گذاری ایران و این دروافع  تاثیرش را در کانون م گذاشته و زنان وکیل نسبت به دوره های قبل که اون هم بی سابقه بوده استقبال کردند از اینکه داوطلب مشارکت در عرسه مدیریتی کانون باشند.

یکی از دلایل دیگری که من به آن رسیدم عدم هم بستگی و اتحا زنان وکیل است یعنی مکانیزمی وجود ندارد که زنان را دوره هم گرد بیاورد و به اهداف مشترک اینها برسند و بتوانند یک تصمیم گیری برای حوزه خودشان داشته باشند که من در این قضیه که فکر کردم به مکانیزمی به اسم حوزه بانوان رسیدم در واقه همینطور که ما کمیسیون جوانان داریم و به موضوع جوانان میپردازد و جوانان به همگرایی و هم افزایی میرسند یک مکانیزم این چنینی هم تحت عنوان کمیسیون بانوان ما نیاز داریم که بتواند یک اعتماد به نفس را در زن ها ایجاد بکند و یک توان مندی را ایجاد بکند و همینطور انسجامو ارتباط را بین بانوان وکیل ایجاد بکند که این خلا اگر به نظر من رفع بشود شاید این درواقع عدم استقبال زنان در مدیریت و مشارکت در تصمیم سازی کلانکانون م رفع شود.

البته اگر من فرصت داشته باشم این را بتوانم این موضوع را تا حدودی ادامه دهم سپاسگزاری میکنم .جناب بختیاری اگر اجازه دهید من آن موضوع را که الان مطرح کردم یک نتیجه گیری بکنم بعد در خدمتتون هستم برای این سوال...

حتما...

این که ممن عرض کردم که درون جامعه وکلا به اسم کانون متاثر از رویکرد جامعه به زنان است در بیرون از این لحاظ است که ببنید در جامعه چه نگاه و رویکردی نسبت به زنانوجود دارد همان نگاه هم در کانون نسبت زنان وجود دارد،شما ملاحظه میکنید که در زمان انتخابات تشکل های صنفی  وقتی که لیستی را ارائه می دهند به طور نمادین یک زن یا حداکثر دو بانوی وکیل را در لیستشان می آوردند.

در نتیجه شخصی که می آید به آن لیست رای می دهد به بیش از آن افرادی که به عنوان زن در لیست آمده اند رای نمی دهد به همان یک یا دو نفر رای میدهد و این خانم حالا یک نفر یا در بهترین حالت دو نفر وارد هیات مدیره می شود و من این اتفاق را یک اتفاق نمادین میدانم یعنی انخاب کننده ها می آیند به عنوان یک حرکت نمادین به یک زن یا حداکثر دو زن رای میدهند که در هیات مدیره باشد و من فکر میکنم که وقتی یک بانو وارد هیات مدیره می شود ی در واقع نشان دهنده این است که انتخاب کننده ها چه رویکردی نسبت به حوزه زنان دارند در واقع این نگاه و رویکرد سیاسی اجتماعی جامعه وکلا را به زنها نشان می دهد.که متاسفانه با ان طرز فکر وکه وکلا را به عنوان قشر فرهیخته و روشنفکر جامعه میدانیم همخوانی ندارد.

همینطور که در انتخابات مجلس هم وقتی میبینیم که تعداد اندکی که معمولا در بهتری حالت 4% بوده تا کنون 4% نمایندگان مجلس را زنان نماینده تشکیل داده اند نگاه جامعه را به حوزه زنان نشان میدهد و لذا وقتی که ما در هیات مدیره کانون هم یک زن یا حداکثر دو زن وارد این مجموعه می شوند در واقع باید تاسف بخوریم به نظر من برای این جامعه که رویکردشان و نگاهشان به زنان نگاه جنسیتی است نه انسانی .

از تحلیل همه جانبه و مشتمل برآمار دقیق حضرتعالی سپاسگزارم...

من هم سپاسگزارم که فرصت دادید...